» آدینه آخون
"آدینه آخون" نخستین و تنها نماینده ایل ترکمن در اولین دوره مجلس شورای ملی(مجلس مشروطه)قاجاریه-سال 1288 خورشیدی «نفر دوم از سمت چپ»

"آدینه آخون" نخستین و تنها نماینده ایل ترکمن در اولین دوره مجلس شورای ملی(مجلس مشروطه)قاجاریه-سال 1288 خورشیدی «نفر دوم از سمت چپ»





خاستگاه و پيشينهي تاريخي نوروز: بدون شك نوروز يك آئين كهنسال همگاني و مربوط به دگرگوني طبيعت از حالتي به حالتي ديگر و پايان يافتن دورهي خلقت به ويژه آفريده شدن بني بشر است كه براساس اعتقادات همة اديان الهي مظهر صفات آفريننده جهان است. در اين روز آنگاه كه آفتاب به برج بره انتقال مييابد و فصل بهار شروع ميشود، روز نويي از سال جديد نيز آغاز مي گردد. "قديميترين نشانههاي جشن سال نو، به نخستين خاندان سلطنتي اور و به هزارهي سوم قبل از ميلاد مربوط ميشود كه در طي آن، ازدواج مقدس ميان"الههي آب" و "خداي باروري" انجام ميگرفته و كاهنهي معبد نقش الهه را برعهده داشته است. در اين مراسم شاه ، نقش"خداي باروري" را برعهده داشته است. اين جشن در اصل به مناسبت پيروزي"انا" يا "انكي" بوده است. اين آئين يا همراه با كوچ بوميان نجد ايران به بينالنهرين به آن سرزمين رفته و يا تحت تأثير آيينهاي سومري، همزمان در سراسر منطقه وجود داشته است. در دوران باستان دو عيد بزرگ وجود داشت، يكي"عيد آفرينش" در آغاز پاييز و دوم"عيد باززايي و بركت بخشي" در آغاز بهار، عيد باززايي در واقع به"دوموزي" خداي شهيد شوندهي سومري مربوط بود. اين ايزد در پايان هر سال كشته و در سرسال نو دوباره متولد ميشد و زايش دوبارهي او را جشن ميگرفتند، چون با زايش او گياهان و دانهها ميروييدند. آئين ايزد شهيد شونده"دو موزي" و همسر او « آننا» از هزارهي سوم پيش از ميلاد مسيح در بينالنهرين وجود داشت و زنده شدن دوبارهي "دوموزي" در واقع جشن آغاز سال نو به حساب ميآمد(1)". واريانت تركي دو موزي(ايزد سومري) "تموز" و واريانت تركمني آن"توموس"(توميس) است.
منبع:
http://www.turkmenstudents.com/modules/news/article.php?storyid=11823
محمد بایرام خان، از شاعران مشهور ترکمن قرن دهم هجری می باشد، وی از طایفه بهارلی بوده و علاوه بر شاعری،سرکرده قشون نیز بود.بایرام خان ابتدا در خدمت شاه اسماعیل صفوی بوده و سپس به خدمت بابر در هند رفته در تاسیس مغولان هند نقش اساسی داشته است. بایرام خان در دربار مغولان هند به مقام وزیر اعظم و خان-خانان ارتقاء یافت. وی اشعاری به زبان های ترکمنی و فارسی سروده است. نخستین بار آثار وی در سال 1970 میلادی تحت عنوان منتخبات در عشق آباد شوروی به چاپ رسید. هم اکنون به نام بایرام خان و پسرش عبدالرحیم در دهلی نو دروازه و یادگاری به نام « ترکمن دروازه » وجود دارد.
نمونه ای از شعر بایرام خان:
ینه ینگش یوزین اوردی باری شادلاندی لارمونگا دوست لارینگ باری
قوانیارس بو دورموشنگ اوزینه گولیب باقیارس دوست لارمیزنگ یوزینه
ترجمه: باز پیروزی چهره خود را به ما نشان داد و تمامی دوستان را خوشحال نمود.افتخار می کنیم به این زندگی، با خنده و شادی به روی دوستان نگاه می کنیم.

ترکمنها پدرتبار هستند. آنها قبل از این قرن دارای خانواده های گسترده بسیار بزرگ با یک رییس خانواده (پدر) مقتدر و مستبد بوده اند. خانواده کوچکتر و هسته ای (زن و شوهری)، در قرن حاضر و به تدریج در میان آنها پا گرفته است.
در میان ترکمنها، فعالیتهای زن و مرد به طور جداگانه مشخص شده است. مردان کارهای کشاورزی و دامداری را انجام میدهند در حالی که زنان به کارهایی همچون برپا کردن و برچیدن (اُی) (آلاچیق ترکمنی)، تهیه آرد، چیدن و خشک کردن میوه، دوشیدن شیر گاو و گوسفند، قالی بافی، نمدمالی، تهیه لبنیات و تمیز کردن پشم میپردازند. گذشته از آن، زنان فعالیتهای دیگری همچون بزرگ کردن بچه، نگهداری کودک، آشپزی و شست و شو را انجام میدهند.
«ساري ساتانلاق» يا ساري خان يلمه (1339-1273 هـ .ش) از شخصيتهاي برجسته تاريخ معاصر تركمنصحرا بويژه شهر گنبد قابوس است كه در ميان عامه مردم معروفيتي خاص داشت.
نام اصلي وي «يگن محمد» بود و در ميان ايلات كوچ نشين آق آتاباي ساكن در كرانههاي اترك – گرگان به دنيا آمد. ليكن پدرش تاج محمد به يكجانشيني و كشاورزي تمايل داشت.چند سالي پس از ازدواج، ساري خان به همراه عمومي خود «قربان باتير» در جنگهاي ميان گروهي و نفاق آميز «آق اويلي چيليك» شركت جست (در سال 1298 هـ .ش) و در هيأت نيروهاي آق اويلي به ناحيةگنبد قابوس وارد شد و اين سرآغاز فصلي جديد در زندگي وي بود. هم در اين سال بود كه نخستين پسر وي تولد يافت و به اين مناسبت «اويلوك» نام گرفت.

تصویر بر گرفته از مؤسسه فرهنگي انتشاراتي فراغي می باشد .
بر روی تصویر کلیک کنید تا اندازه واقعی رو مشاهد کنید

هر قومی و ملتی پوششی خاص خود دارد كه میتوان گفت معرف فرهنگ آنان میباشد. قوم تركمن نیز پوششی خاص خود دارد كه این قوم اصیل را از دیگر اقوام متمایز می كند.
جنس لباس سنتی زنان تركمن از ابریشم است كه با دستگاه ساده ای به نام تارا بافته می شود. این پارچه به صورت نوارهایی به رنگ قرمز و خطوط زرد می باشد. پیراهنی كه از این نوارها دوخته می شود ساده، بلند و قرمز رنگ است كه «كوینك » نام دارد.
زبان ترکی ترکمنی لهجۀ شرقی اوغوز را تشکیل میدهد وزبان ترکمنان افغانستان ، ترکمنستان و ایران میباشد. زبان ادبی ترکمن ها تاسدۀ هجدهم لهجۀ ادبی چغتایی بود ودر طول سده های هجده ونوزده میلادی شعرا ونویسندگان مثل مختومقلی فراغی ، ذلیلی ، غایبی ، ملا نفس ، عبدالستار قاضی ، محمد ولی کمینه ، محتاجی ، مسکین قلیچ ...وغیره به لهجۀ ترکمنی جدید نوشته اند وادبیات کلاسیک ترکمنی را بوجود آوردند مختومقلی فراغی متولد (۱۷۳۳) میلادی (۱۱۴۶) هجری قمری بنیاد گذار ادبیات ترکمن است .
مختومقلی که به شکل دو بیتی ( غوشیق ) سروده هایش را آفریده است بیشتر طرفدار وحدت ملی ترکمنان میباشد وخوانین وعلمای ترکمن را به این وحدت ملی فرا خوانده است.
در جمهوری ترکمنستان زبان وادبیات ترکمنی به سیر تکامل خویش ادامه میدهد در افغانستان وایران در نتیجه سیاست های وقت مجالی برای رویش وبالش آن تاهنوز داده نشده است .
باید یاد آور شد ادبیات ترکمنی ادبیات مردم وبیشتر بگونه شفاهی میباشد وقسمتی از آن بصورت ادبیات نوشتاری در آمده است اشعار ترکمنی در وزن هجائی ودوبیتی است ومحتوی حماسی تعلیمی دارد.
منبع: http://yeget.net
اطلاعات و حقایق مربوط به « تركمن » ها بنا به دلایل مختلف از قاطعیت لازم برخوردار نیست: نخست اینكه هنوز بررسی های دقیق و همه جانبه ای صورت نگرفته است. ثانیاً ملاك های قاطع و جامعی برای تعیین هویت ملی تركمن ها بیان نشده است و امروزه صدها هزار نفر در نقاط مختلف جهان، در چین، عراق، سوریه و… خود را تركمن می دانند در حالی كه وجه مشترك چندانی با هم ندارند. صرف نظر از همه اینها، گرچه نزدیك به یك قرن است كه دولتی به نام جمهوری تركمنستان تاسیس شده، امّا عملاً از سال 1991 است كه شاهد یك كشور مستقل تركمن هستیم و لذا می توان گفت كه جهان تازه متوجه ملّتی به نام تركمن شده است و باید منتظر باشیم تا تحقیقات و بررسی های گسترده و همه جانبه در خصوص این ملّت جوان آغاز گردد.
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
سرزمين هاي واقع در جنوب درياچه آرال فعلي را در گذشته خوارزم مي ناميدند.اين ناحيه يكي از نواحي بسيار آباد آن عصر به شمار مي رفت كه كشاورزي آن به خاطر رودخانه جيحون بسيار پر حاصل و مورد توجه حكام آسياي ميانه و خراسان بود.
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
تركمانان پس از اولين حملات مغول در حدود ماه صفر 610 ه يك بار در حوالي شهر كنت قتل عام شده بودند. به همين جهت گروهي از آنها به سوي غرب يعني بخارا،مرو،نسا،ابيوردو... گريختند.
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
اندك زماني بعد از سقوط اورگنج(جرجانيه) در خوارزم،مرو نيز توسط سپاهيان تولوي پس از 5 روز محاصره تسليم شد.در زمان حمله مغول حاكم اين شهر بزرگ بهاءالملك نجيب الدين بود كه در برابر مغولان تسليم شد. ولي چند صباحي بعد، زماني كه سلطان محمد خوارزمشاه به جزيره آبسكون استرآباد ( در حاشيه آشوراده فعلي در بندرتركمن كه اكنون به زير آب رفته) پناه آورده بود، مجيرالملك شرف الدين حاكم سابق مرو به اين شهر آمد و 7000 تركمان و ساير لشكريان متفرق را به دورخود جمع كرد. اصل و مابقي ماجرا را به نوشته هاي عطاملك جويني و مير خواند استناد مي كنيم. آنها نوشته اند:
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
مغولان مجموعه قبايل متحد شده و بيابانگردي بودند كه توسط چنگيز(تمو چين) وحدتي را ايجاد نمودند تا در سايه آن به تصرف مناطق اطراف بپردازند. بعضي از قبايل هم بدون پذيرفتن اتحاد به ياري چنگيز برخاسته بودند. خواجه رشيدالدين فضل الله طبيب خاص اباقا خان و وزير غازان خان يكي از اين نوع قبايل را «سونيت»نام برده كه داراي امراي بزرگي بوده اند:«... يكي امير تومان ملكشاه بود كه لشكر از اويغور و قارلوق و تركمان و كاشغري و كوجاي جمع نموده بود».
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
در نتیجه عوامل گوناگون ترکمن ها از ناحیه ی اسپیجاب به سوی غرب مهاجرت کردند. مهمترین علت این مهاجرت ها، فشار امپراطوران چین بوده است. منابع گوناگون اتحاد چینی ها با قبائل گوناگون ترک را جهت دفع اغوزها نشان می دهد.
علاوه بر مسئله فوق ظهور اسلام نیز عامل مهمی در تشدید این مهاجرت بوده است. جنگجویان اسلام بعد از پیروزی بر مناصق ترک نشین، عده ای از اقوام را به عنوان غازیان اسلام با خود همراه ساخته، به سرزمین های دیگر هجوم آوردند که این روند در مهاجرات ها موثر بوده است.
لطفا به ادامه مطلب بروید.........
دولتین ایران و روس برای جدا کردن ترکمن ها قرارداد مرزی آخال را به امضاء میرسانند که مفاد آن ذکر شد، بعد از امضای این معاهده که به هیچ وجه با مصالح سنتی قوم ترکمن مطابقت نداشت دولت روس با دادن تابعیت به قبائل یموت آن ها را از زمین های عشیرتی خود میان اترک و گرگان جدا ساخت ترکمن ها که 6 الی 4 ماه به ییلاق و قشلاق به دو طرف مرز مهاجرت می کردند باز هم توسط دولت ایران به عنوان رعایای خود زیر فشار قرار داشتند.
لطفا به ادامه مطلب بروید.