دولتین ایران و روس برای جدا کردن ترکمن ها قرارداد مرزی آخال را به امضاء میرسانند که مفاد آن ذکر شد، بعد از امضای این معاهده که به هیچ وجه با مصالح سنتی قوم ترکمن مطابقت نداشت دولت روس با دادن تابعیت به قبائل یموت  آن ها را از زمین های عشیرتی خود میان اترک و گرگان جدا ساخت ترکمن ها که 6 الی 4 ماه به ییلاق و قشلاق به دو طرف مرز مهاجرت می کردند باز هم توسط دولت ایران به عنوان رعایای خود زیر فشار قرار داشتند.

 به گواهی کمیسر مرزی روس (ترکمن ها پس از این تعیین مرز حالت مردمی را یافتند که به دو دولت مالیات می دادند و دو خانه داشتند و اتحاد آنها به هم می خورد، مقامات روسی و ایرانی در جمع آوری مالیات دچار اشکالات عمده می شدند، مقامات مرزبانی  روسیه کوشیدند که نظارت خود را به رودخانه ( گرگان ) تا ( قلعه آق ایمان ) و تا پاسگاه ( چوگان قلعه ) بکشند با برقراری مراقبت مرزی و گمرکی ارتباط سنتی ، بازرگانی ترکمن های یموت مختل شد، ترکمن های ماوراء خزر از کمش تپه و خوجه نفس،قند،چای،برنج، آرد، نفت و پارچه می خریدندکه بر بسیاری از کالاها ، عوارض سنگینی وضع شد و مراقبت های مرزی باعث رشد قاچاق می شد به گفته (سید نظر یوزباشی خلق اوغلی)کلانتر قهقهه مقامات ایرانی در سال 1884م/1302 ه.ق از ترکمن ها برای کالا هایی که از مشهد به اترک برده اند یک بیستم ارزش کالا برای هر گاو چهل کوپک،برای هر گوسفند 10 کوپک دریافت داشته اند، هنگام عبور ترکمن ها برای چراندن رمه به خاک روسیه ، مالیات هائی از آنها گرفته می شد که ( پاچ) نامیده می شد نگهبانان مرزی به دقت مراقب بودند که از ورود مقدار بزرگی چای،قند،پارچه،مواد مخدر جلوگیری کنند ( تنها اسلحه انفرادی مجاز بوده است) حکومت روسیه دائما ترکمن ها را زیر فشار قرار می داد که مالیات بگیرد و آنها به ایران کوچ می کردند، چنانچه در سال 1889م/1307 ه. ق ،بیست کلانتر و سردار از قری قلعه به مشهد و 1500 خانوار یموت و گوگلان نیز آماده حرکت به سوی ایران بودند،کمیسر مرزی روس گزارش می دهد در 1900م/1318 ه. ق ششصد خانوار ترکمن به ایران کوچ کردند واز پرداخت مالیات سرباز زدند، در این کوچ ها ، تبلیغات حاکم استر آباد برای جلب آنها موثر بوده است. با وجود کوچ فراوان ترکمن ها از روسیه به ایران آنها در ایران هم آزاد نبودند،بارها علیه ترکمن ها لشکرکشی کردند.

ترکمن ها بارها با بهره گیری از سستی مقامات استرآباد،روستا های ایرانی را مورد تاخت و تاز قرار می دادند، مردم آنجا را اسیر می کردند این حملات با پشتیبانی حکومت های ایران انجام گرفته زیرا بخشی از اموال را خود آنها می گرفتند. اوضاع استرآباد به خاطر درگیری های قومی نیز بر سر آب و دام بحرانی تر می شد و در سال 1308 ه. ق مبارزات بین جعفر بای ها و آتابای ها چنان شدت یافت که آنها دو اردوگاه متخاصم پدید آوردند، رهبری عملیات جعفر بای ها با ( حاجی محمد خان پانگ) بودکه بعد ها به خدمت دستگاه حکومتی ایران درآمد، رهبری آق آتابای ها را موسی خان که در سال1308 ه.ق به ایران آمده او نیز در دستگاه حکومتی ایران رتبه بالائی گرفت.جنگ بین آتابای و جعفر بای چنان اوج گرفت که حتی روحانیون دو قبیله بر علیه یکدیگر اعلام جهاد می کردند که هر آتابای یک جعفربای را بکشد کار خیری کرده و اگر کشته شود یکسره به بهشت می رود. در آغاز سده چهاردهم هجری ترکمن ها ی اسکان یافته همه قبیله ها متعهد شده بودند که یک هزار سوار دراختیار استرآبادقرار دهند. سیاست دولت روس باعث تحکیم موقعیت دولت ایران در میان ترکمن ها شد آنها آزادانه به میان ترکمن ها می آمدند و حتی خواستار ساختمان تلگراف و گمرک شدند، ترکمن ها در مورد احداث تلگراف و گمرک نظر بدی نسبت به مقامات ایرانی داشتند و حتی در سال 1321 ه. ق نگهبانان گمرک را در خواجه نفس موردحمله قرار دادند. در سال1332 ه.ق در شورای خان های جعفر بای که در آنجا روسای دو فوج ضرغام الملک و مسعودالملک به نمایندگی از سوی حاکم استر آباد حضور داشتند،ترکمن ها با احداث مراکز گمرکی در دشت تن داده و به پرداخت خون بهای نگهبانان گمرک مجبور شدند( بنا به پیشنهاد حاکم استرآباد 20 هزار تومان برای استقرار اردوگاه ، ماهانه چهار هزار تومان برای هزینه اردوگاه و هدایائی برای تهران و حاکم و 50 هزار تومان برای غرامت خسارت وارده به گمرک ترکمن ها بپردازند) آنها آشکارا می گفتند(ما چنین پولی نداریم و اگر فشار حاکم زیاد شود به روسیه کوچ می کنیم) پس از مذاکراتی دراز حاکم به گردآوری پول از روستای بشیوسقه، 11 هزار تومان از هر (یورت) آغاز کرداما به علت فقر ( یورت/ روستا) نمی توانستند پول را بپردازند و آنها مجبور شدند از خود خواجه نفس مقصرین اصلی از هر یورت آنها 60 الی 50 و از برخی از آنها 100 تومان گردآوری کنند، فعالیت کمیساریای روس در گنبد به تحکیم قدرت مقامات ایرانی در منطقه ترکمن نشین یاری کرد، بسیاری از روس هائی که به ایران می روند می توانند از ترکمن های ایران این سخن را بشنوند که اگر روس ها در گنبد نبودند مقامات ایرانی هیچگاه نمی توانستند پای خود را به این ناحیه بگذارند.