«حقيقتي‌ هست‌ يكي‌ و يگانه‌ كه‌ چون‌ در ذّرات‌ آرميده‌ي‌ عناصر جاري‌ گردد،توازن‌ طبيعت‌ باشد، و چون‌ در نغمات‌ ايجاد شود، بعد باشد، و چون‌ در حركات‌ پديد آيد، وقار باشد، و چون‌ در السنه‌ مشاهده‌ شود، فصاحت‌ و بلاغت‌ باشد، و چون‌ در اندامها توليد شود، زيبايي‌ باشد، و چون‌ در قواي‌ ذهني‌ جلوه‌ كند، تعادل‌ باشد». فارابي‌ تركمن‌ بود و در عراق‌ تحصيل‌ كرد و با آنكه‌ شهرتش‌ بيشتر در فلسفه‌ بود، به‌ عنوان‌ يك‌ نظريّه‌پرداز در موسيقي‌ نيز پيشواي‌ همگان‌ محسوب‌ مي‌شد، و شهرتش‌ در اين‌ باره‌ به‌ ويژه‌ ناشي‌ از اثرش‌ بود كه‌ كتاب‌ الموسيقي‌ الكبير نام‌ داشت‌ و خود بزرگ‌ترين‌ اثر در باب‌ موسيقي‌ تا زمان‌ فارابي‌ بود.

مي‌گويد تقريباً تمام‌ آثار يوناني‌ در زمينه‌ي‌ موسيقي‌ را پيش‌ از او به‌ عربي‌ برگردانده‌ بودند، و او بيشتر آنها را مطالعه‌ كرد، گو آنكه‌ از هيچ‌ يك‌ نامي‌ نمي‌برد. مگر از اثر تميستيوس‌ Themistius . فارابي‌ نوازنده‌ نيز بود، برخلاف‌ تميستيوس‌ كه‌ موسيقي‌ نمي‌نواخت‌؛ و هر چند بيشتر مباحث‌ نظريش‌ مبتني‌ بر آراء نويسندگان‌ يوناني‌ بود. با اين‌ همه‌ از جنبه‌ي‌ علمي‌ مطالب‌ اصيل‌ فراواني‌ را فراهم‌ آورد كه‌ در هيچ‌ جاي‌ ديگر يافت‌ نمي‌تواند شد، به‌ ويژه‌ در توصيفاتي‌ كه‌ از آلات‌ موسيقي‌ رايج‌ در ميان‌ اعراب‌ به‌ دست‌ داده‌ است‌. فارابي‌ در علوم‌ رياضي‌ فيزيك‌ احاطه‌ي‌ كامل‌ داشت‌، و لذا براي‌ ورود به‌ علم‌ نظري‌ از هر لحاظ‌ مجهّز بود. گرچه‌ علم‌ خود را به‌ يونانيان‌ مديون‌ بود، ولي‌ خطاهاي‌ آنان‌ را تكرار نكرد، و نپذيرفت‌ كه‌ صدا در آب‌ به‌ درجه‌اي‌ كمتر از صدا در هوا شنيده‌مي‌شود؛ نيز اين‌ قول‌ ارسطو را هم‌ نپذيرفت‌ كه‌ پشم‌ چون‌ بر آن‌ ضربه‌ وارد آورند صدا پديد نمي‌آورد؛ به‌ همين‌ منوال‌ اين‌ لغزش‌ نيكوماخوس‌ را هم‌ تكرار نكرد كه‌ بگويد فيثاغورس‌ ملايمت‌ consonance را از رهگذر سنجش‌ سنگيني‌ چكّشهاي‌ آهنگر كشف‌ كرد؛ و اين‌ افسانه‌اي‌ بود كه‌ گودنتيوس‌ Gaudentius و بوئتيوس‌ Boethiusهم‌ آن‌ را تكرار كرده‌ بودند. تحليلي‌ كه‌ او از تأثير موسيقي‌ به‌ دست‌ مي‌دهد، هم‌ يونانيان‌ را وهم‌ كندي‌ را به‌ كلّي‌ پشت‌ سر مي‌نهد، همان‌گونه‌ كه‌ از فيلسوفي‌ طبيعي‌ چون‌ او چنين‌ انتظاري‌ هم‌ مي‌رود. 

منبع : کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

 برروی عکس کلیک کنید تا اندازه واقعی رو ببینید